تبلیغات
مطالب جالب و خواندنی
مطالب جالب و خواندنی
قالب وبلاگ

سلام به همه

خب تصمیم گرفم مطالب جالبی رو واستون بزارم که دوستن خوبم سرگرم بشن!

اول معرفی میکنم خودم رو:::::

رکسانا هستم 16 ساله ازشیراز

کلاس دوم دبیرستان رشته تجربی

دوستان هرگوه سوال پیشنهاد یا انتقادی دارید رو تو نظرات واسم بزارید

با تشکر


[ شنبه 8 مرداد 1390 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]
ویژگیهای شخصیتی گروه خونی A :
از خواص مهم افراد گروه خونی A آن است که از خوردن سبزی لذت می برند و دارای دستگاه هاضمه بسیار ظریفی می باشند. سیستم دفاعی آنان با جایی که در آن زندگی می کنند خوب همسانی پیدا می کند. در برابر حوادث روحی مثل استرس ها و ناراحتی های فکری با آرام کردن درون خود خوب مقاومت می نمایند و افرادی فعال و سازنده به شمار می روند. افراد این گروه در معرض ابتلا به استرس ها قرار دارند و بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است. به طور کلی ورزش های سبک برای افراد این گروه بسیار مفید است. افراد این گروه به خوبی می توانند در جوامع پر جمعیت و بزرگ زندگی کنند و به طور کلی آنها افرادی هستند که تابع قانون، منظم و شایسته هستند. احترام دیگران را رعایت می کنند و از خود خاطره خوبی در سایر افراد باقی می گذارند. نخستین افراد این گروه از بدو پیدایش انسان در کره زمین افرادی باهوش، حساس و باشوق بودند و قادر بودند با حوادث محیط خود مبارزه کنند. این افراد می توانند در مواقع حساس به خوبی تصمیم بگیرند و خوب و صحیح عمل کنند. همچنین آنها قادرند که در مواقع سخت، اضطراب و هیجان خود را به خوبی کنترل کنند. اما وقتی هیجان و ناراحتی آنها از حدی فراتر رود این افراد منفجر می شوند. افراد این گروه نمی توانند برای کارهایی که به مدیریت دقیق نیاز دارد نامزدهای مناسبی باشند در حالی که افراد گروه O دارای این صلاحیت می باشند
.

• ویژگیهای شخصیتی گروه خونی B :
افراد گروه B در برابر برخورد با حوادث می توانند بلافاصله تغییر وضع داده و خود را با شرایط زمان و مکان هم آهنگ کنند. این سخن به آن معنا نیست که در فکر خود پابرجا نیستند بلکه منظور آن است که می توانند با هر تغییری هماهنگ شده و خود را از برخورد با مشکلات در امان نگه دارند. افراد گروه B قادرند در مقابل بسیاری از بیماری های شایع مقاومت و پایداری کنند. حتی اگر بیماری های قلبی و سرطانی هم بگیرند باز هم عمر بیشتری می توانند داشته باشند. این افراد در مقابل بیماری ها مقاومت بیشتری نشان می دهند و کمتر از سایر گروه ها بیمار می شوند. کارهای روزمره را با نهایت دقت و نظم انجام می دهند. بهره وری از ورزش و خوردن غذای فراوان برایشان مفید است. شرایط زندگی برای این افراد راحت تر است. کمتر دچار برخوردهای ناراحت کننده می شوند. به خوبی می توانند نظرات دیگران را درک کنند. 30 تا 40 درصد از میلیونرها دارای گروه خونی B هستند. بسیاری از مدیران و اشخاص سطح بالا در جهان گروه خونی B دارند. افراد این گروه دارای تعادل چشمگیر و هماهنگی اعمال بدن هستند. انرژی های مختلفی که در بدن آنها وجود دارد موافق و موازی هم می باشند و به همین جهت این افراد کمتر دچار بیماری می شوند. خواص گروه خونی B داشتن زندگی منظم و آرام است.


• ویژگیهای شخصیتی گروه خونی AB :
وجه مشخصه این گروه همراه شدن خواص گروه A وB با هم است. قابلیت تغییر شرایط بدنی با تغییر یافتن عوامل خارجی را داشته، دستگاه هاضمه حساس و ضعیفی دارند. سیستم دفاعی آنها مقاومت کمی دارد و می توانند با استفاده از ورزش به استرس ها و ناراحتی های محیطی پاسخ دهند. خلاقیت در این افراد وجود دارد. آنها در همان مراحل اولیه استرس به آن جواب می دهند و آن را از سر می گذرانند. در افراد این گروه عشق به معنای واقعی وجود دارد. این افراد، مهربان خوش خلق، خلاق و آرام هستند. میل به نصیحت کردن و راهنمایی مردم در آنها زیاد است و بسیاری از آنها هر کاری که از دستشان برمی آید برای کمک به دیگران انجام می دهند. سیستم دفاعی آنها ضعیف بوده و در برابر میکروب ها و ویروس ها از خود مقاومت زیادی بروز نمی دهند. افراد گروه AB به خاطر حسن نیت فراوان و خوش قلبی، همیشه خیر و خوبی مردم را می خواهند و همه را به صلح و آرامش دعوت می کنند. بسیاری از درمانگرها و کسانی که روی انرژی درمانی کار می کنند دارای گروه خونی AB می باشند.

• ویژگیهای شخصیتی گروه خونی O :
افراد این گروه دارای ژنی در بدن هستند که به آنها قدرت تحمل مصائب، اعتماد به نفس، شهامت و خوش بینی می بخشد. افراد این گروه خود را باور دارند و به خود اهمیت فراوان می دهند. علت این امر آن است که گروه O قدیمی ترین گروه خونی افراد جهان است و اجداد این گروه به ورزش، شکار، حمله به حیوانات و مقاومت در برابر مشکلات عادت داشته اند و این عادت به افراد بعدی این گروه منتقل شده است. به هر حال افراد این گروه خونی، افرادی مصمم، کوشا، جدی، قاطع و پابرجا هستند. رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند. و اگر تحقیق کنید خواهید دید که بسیاری از سیاستمداران فعلی جهان در گروه خونی O قرار دارند.


[ چهارشنبه 6 مهر 1390 ] [ 03:28 ب.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]
شرکت سایپا، تصویری از نصب کیسه هوای مدرن بر روی پراید منتشر کرد.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آپلودسنتر آپ98" alt="" />

[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]
مادر مهربان
ساعت 3 شب بود كه صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار كردی؟
مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار كردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارك. پسر از اینكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت... ولی مادر دیگر در این دنیا نبود .
اشتباه فرشتگان
درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود .
پس از اندك زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می كند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم!؟
از روزی كه این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می كند و...
حال سخن درویشی كه به جهنم رفته بود این چنین است: با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند.
 
مرد کور
 
روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. 
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید
 
یکی از بستگان خدا
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه  سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک
  با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!
 
خوشبخت ترین فرد كسی است كه بیش از همه سعی كند دیگران را خوشبخت سازد.. زرتشت

[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]
Longtime: در حمام ، زمان پیچیدن لونگ را گویند
MacBook: کتابچهٔ راهنمای حجاج

Comfortable: بفرمایید سر میز
Categorize: نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود

Good one: وانِ بزرگ و جادار
Sweetzerland: سرزمینی که مردمانش زیاد زر می‌‌زنند اما به دل‌ می‌‌نشیند

Life is too short: زندگی‌ در ... سپری میشود
UNESCO: یونس کجاست؟

Communication Board: کامیونی چه زمانی‌ شن را برد ؟
Avocado: کادو از طرف خانم آوا

What the hell: !چه دانهٔ خوشبویی

Cambridge: شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است
Liverpool: استخری که در آن گروهی جیگر در حال شنا هستند
coca: به آبادانی یعنی دادشم کو
Jesus: در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ دست نزند
The man who owns a locker: مرتیکه لاکردار
Insecure = این سه نابینان


[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]

خری که سرانجام به آرزویش رسید

 

آپلودسنتر آپ98" alt="" />


[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]

آپلودسنتر آپ98" alt="" />

 

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:آقای شاو وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله . من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید.
****************************************
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:شما برای چی می نویسید استاد؟ برنارد شاو جواب داد:برای یک لقمه نان
نویسنده جوان برآشفت که:متاسفم . برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم .
برنارد شاو گفت:عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداری

[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 01:24 ب.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]

 فكر می كنند اینجوریه

آپلودسنتر آپ98" alt="" />


ولی در واقع اینجوریه


آپلودسنتر آپ98" alt="" />


[ شنبه 26 شهریور 1390 ] [ 11:41 ب.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]
در اطراف مدار زمین تعداد بسیار زیادی شهاب سنگ در حال حرکت هستند که هر لحظه ممکن است  وارد جو زمین شود البته این موضوع نگران کننده نیست چون اندازه ی آن ها به قدری نیست که بتواند در جو دوام بیاورد البته به غیر از یک نوع شهاب به نام آپافیس این شهاب که اندازه قابل توجهی که برابر با اندازه ی یک زمین فوتبال می باشد در صورت برخورد با زمین نیرویی معادل انفجار یک میلیارد تی ان تی برابری می کند و همین نیرو کافی است تا زمین و همه ی موجودات زنده نابود شوند و همین مسولان ناسا را نگران کرده طبق محاسبات این شهاب در سال 2029 به نزدیک ترین فاصله خود با زمین می رسد به طوری که می توانید از روی زمین بدون داشتن کوچک ترین وسیله ای آن را ببینید سپس آپافیس وارد  چاله ی جاذبه زمین می شود و از مدار خود فاصله می گیرد و بعد در هفت سال بعد یعنی سال 2036 به زمین بر خورد می کند محل بر خورد آن را در اقیانوسی در نزدیک کالیفورنیا می باشد و سونامی های حاصل از این برخورد  همه ی موجودات را نابود می کند !!!


[ چهارشنبه 16 شهریور 1390 ] [ 03:07 ب.ظ ] [ sinner ] [ نظرات ]

آیا می دانستید  مریخ دو قمر به نام ترس و وحشت دارد؟

آیا می دانستید فردی در آمریکا به مدت شصت و هشت سال به فاصله ی هشت ثانیه سکسکه کرد؟

آیا می دانستید مردی در چین عرق سبز رنگ از بدنش خارج می شد؟

آیا می دانستید یک دختر در انگلستان جلد هفتم کتاب هری پاتر را در چهل و شش دقیقه خواند؟

آیا می دانستید  محبوب ترین بنا در کره ی زمین برج ایفل است؟

آیا می دانستید  نود درصد مردم اولین کلمه ای که با یک خودکار جدید می نویسند نام خودشان است؟

آیا می دانستید سالیانه یک میلیارد تن پلاستیک از دریای آرام جمع می شود؟

آیا می دانستید که خیار دریایی یکی از سمی ترین موجودات زنده است؟

آیا می دانستید بیشترین خرید در روز کریسمس انجام می شود؟

آیا می دانستید در صورت ادامه ی روند گرم شدن زمین آب دریا تا سال2100  پنجاه سانتی متر بالا می آید؟

آیا می دانستید سرانه ی آب در ایران در سال 1400 به هزار و سیصد متر مکعب می رسد و کشور دچار بحران کم آبی می شود؟

آیا می دانستید که مجموع بارندگی سالیانه در ایران چهار و صد میلیارد متر مکعب است که دویست و هشتاد و چهار میلیارد آن به طور مستقیم تبخیر می شود؟

آیا می دانستید فراوان ترین سوخت فسیلی در دنیا زغال سنگ است؟

آیا می دانستید کشور ما دو برابر کشور چین گاز می سوزاند؟

آیا می دانستید که سرب فلزی بسیار سمی است و مقدار اندکی از آن می تواند کودکان را به عقب ماندگی ذهنی مبتلا کند؟

آیا می دانستید اوره اولین ترکیب آلی بود که در سال 1828 کشف شد؟

آیا می دانستید گذشتگان معتقد بودند که در اوره نیرویی جادویی وزندگی بخش وجود دارد؟

آیا می دانستید اولین چاه نفت دنیا در سال 1859 توسط آمریکا در منطقه پنسیلوانیا حفر شد؟

آیا می دانستید نخستین کارخانه ی بازگردانی کاغذ ایران در سال1313 در کرج بنا شد؟

آیا می دانستید برای تجزیه ی یک کیسه پلاستیکی نازک در طبیعت دویست و چهل سال زمان صرف می شود؟


[ چهارشنبه 16 شهریور 1390 ] [ 03:06 ب.ظ ] [ sinner ] [ نظرات ]

خلاقیت یعنی اینکه چیزی را ببینی که هیچکس ندیده و بتوانی به چیزی بیندیشی که هیچکس نیندیشیده است تا بتوانی کاری کنی که هیچکس نکرده است.

شکست خوردن در مسیر ابتکار بهتر از موفقیت در تقلید است.

اجازه ندهید کسی مانع خلاقیت شما بشود مانند این است که برافرد اجازه بدهید جریان هوا را بر شما ببندند.

برای انسان های بزرگ بن بستی نیست چون بر این باورند که یا راهی خواهم یافت ویا راهی خواهم ساخت.

وقتی صبح از خواب بیدار می شویم دو انتخاب ساده داریم.دوباره بخوابیم و  رویا ببینیم یا اینکه بلند شویم و به دنبال آن رویا ها باشیم. 


[ چهارشنبه 16 شهریور 1390 ] [ 03:05 ب.ظ ] [ sinner ] [ نظرات ]
من که نفهمیدم این "اون روزا و قدیما"که سر زبان همه هست, حتی جوانهای 18 ساله ام از خوبی های ماشین ,خانه,لباس و هر چیز قدیمی می گویند کی بوده و کجا بوده.

در این گزارش تلاش می کنیم ,شما را با برخی سرگرمی های عجیب وغریب جوانان دیروز آشنا کنیم البته بدور از هر گونه جهت گیری ای اگر نکاتی هست که جا افتاده مارو همراهی کنید .

1.دندان طلا !

آپلودسنتر آپ98" alt="" />


خیلی از جوان های دیروز برای نشان دادن وضعیت خوب مالی و حتی جرات شان دندانهای سالمشان را می کشیدن و دندان طلا می گذاشتن!! باور ندارید از پدر بزرگتان بپرسید.

البته با افزایش نجومی قیمت طلا کمتر کسی از این فکرهای ... به سرش میزند.


2.کفتر بازی"کبوتر بازی"

آپلودسنتر آپ98" alt="" />


ابزار لازم این به اصطلاح سرگرمی یک قفس و چند کبوتر زبان بسته بود که باظالمانه ترین روش ها مجبورشان می کردند مسافتی طولانی را طی کنند و مجددا به قفس تنگ و تاریکشان برگردند.

خدا رو شکر زندگی آپارتمان نشینی این روزها کمتر به افراد جرات می دهد همچین کاری انجام بدهند.


3.ترنا بازی

آپلودسنتر آپ98" alt="" />

چند نفر که دور یکدیگر جمع می شدند تا رسم شاه و گدا و زندگی دیکتاتوری را تمرین کنند. یک نفر شاه می شد و هرچه امر می کرد باید بدون چون و چرا از سوی دیگران اجرا می شد.

این بازی اغلب در قهوه خانه ها و مکان های عمومی ساعت ها افراد را سرگرم می کرد.

البته برخی بدشان نمی آید ترنا بازی را دو باره رواج بدهند.


4.جمع کردن تمب

آپلودسنتر آپ98" alt="" />ر

بعضی از جوان های دیروز که دنبال تفریحات سالم بودند کلکسیون جمع می کردند.تمبر,سکه,پوسترهنرپیشه ها و ... که این روزها به دلیل کاهش نامه نگاری و صد البته سرعت دنیای امروز کمتر جوانی سراغ این کارها می رود.

باورتان بشود یانه, بعضی ها آنقدر به کلکسیون شان وابسته می شدند که حتی هزینه های خورد و خوراکشان را برای خرید یک تمبر جدیدمی دادند.


5. غیبت کنون

آپلودسنتر آپ98" alt="" />


خیلی از پدر بزرگا و مادر بزرگایی که این روزها به چت و گروه های اینترنتی ایراد می گیرندو نگران اتلاف وقت جوانان هستند قبلا توی کوچه پس کوچه های قدیمی بعد از ظهر ها دور هم جمع می شدند و یه حلقه تشکیل می دادند و مراسم غیبت کنون راه می انداختند.

البته این مراسم آن روزها اسمی نداشت .اما از آنجایی که محتوای جلسات چند ساعته ایشان بیشتر غیبت و صحبت از همسایه های غایب در جلسه بود با اجازه شما جلسه غیبت کنون برای این هم نشینی ها برگزیدیم.


6.فرکردن مو

آپلودسنتر آپ98" alt="" />


قدیم ها که ابزار و لوازم سلمانی و آرایش مو انقدر پیشرفت نکرده بود خیلی از مادر بزرگ هایی که از اتلاف وقت نوه هاشان جلو آینه ناراحت هستندیک صبح تا بعد از ظهر با استفاده از ابتدایی ترین روش ها برای فر کردن موها شان وقت می گذاشتند.

تازه خبرندارید که خیلی وقتها موهاشون هم می سوخت و مجبور می شدند کوتاهشان کنند و بعد هم یه یک هفته ای برای موهای از دست رفته عزاداری می کردند!!


7.تماشای معرکه گیری


حتما می دونید که این روزها چندین کتاب و مقاله در خصوص اتلاف وقت جوانان جلوی تلویزیون و شبکه های اجتماعی نوشته شده . اما حتما خبرندارید که قدیما بعضی از بزرگتر ها برای سرگرم شدن پای بساط معرکه ,معرکه گیران می نشستند تا عملیات محیر العقول پاره کردن زنجیر ,بلند کردن جسم سنگین و مارگیری تماشا کنند.تازه برای مشاهده این عملیات شگفت انگیز پول هم پرداخت می کردند تا دخل پهلوان خالی نماند!


8.خربازی یا خر سواری

آپلودسنتر آپ98" alt="" />


اگر چه خودم از مخالفان سرسخت این پیاده روی با ماشین! و چرخ زدن با اتومبیل هستم اما خبرندارید جوان های قدیم کارهای عجیب تری می کردند.

یکی از سرگرمی های جمعی مردم خربازی ( خرسواری ، یابو سواری ) بود و این بازی و تفریح منحصرا مخصوص داش مشدی های خوش پوش بود که برای سوار شدن بر خرهای معروف به خربندی و یا خرهای دولایی به خیابان علاءالدوله ( فردوسی ) می رفتند . در این خیابان ده ها خر کوچک و بزرگ همراه پالان های دیدنی و افسارهای مزین به برنج و نقره و گل میخ نقره کوبی شده و زنگوله های ریسه ای و پالان های مخمل و شال و ترمه و اطلس پرزرق و برق و دست و پا و بال و دم حنابسته و سم های سیاه شده و منگوله های زیبا آماده شده بود .


خربازها و یا یابوسوارها نیز لباس های جالبی می پوشیدند . مثلا لباده های بلند از ماهوت و مخمل و رداهای رالی و کپنک های نمدی و شال های ابریشمی و گیوه های آجیره و ملکی و غیره و این خرسوارها در برابر چشمان صدها تماشاچی از حاشیه خیابان علاءالدوله و گاهی لاله زار بالا و پایین می رفتند!!


9. قاشق زنی"تکدی گری آیینی"


آپلودسنتر آپ98" alt="" />

قاشق‌زنی رسمی زنانه‌است. زنان چادری بر سر انداخته و گاه نقابی بر چهره می‌زدند تا ناشناس بمانند. آنگاه با قاشق بر کاسه یا قابلمه یا بر در خانه می‌کوبیدند و اهل خانه را از آمدن خویش آگاه می‌کردند. اهل خانه کاسه خالی را گرفته و مشتی آذوقه خشک از قبیل بنشن در آن ریخته و باز می‌گرداندند. گاه بجای آذوقه پول نقد به قاشق زن پرداخت می‌شده‌است. مهمترین شرط در قاشق زدن ناشناس ماندن قاشق‌زن بوده‌است. لذا نه قاشق‌زن و نه صاحب منزل، در هنگام مواجهه سخن نمی‌گفته‌اند.این رسم معمولا توسط دختران دم بخت اجرا می شد!!

البته گفته می شود که آذوقه های جمع آوری شده برای پختن آش نذری بکار گرفته می شد و بین فقرا توزیع می گردید.


[ چهارشنبه 16 شهریور 1390 ] [ 12:22 ق.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]

آپلودسنتر آپ98" alt="" />


گفتم : خدایا از همه دلگیرم. گفت : حتی از من؟؟؟
گفتم : خدایا دلم را ربودند !!! گفت : پیش از من؟؟؟
گفتم : خدایا چقدر دوری ؟؟؟ گفت : تو یا من ؟؟؟
گفتم : خدایا تنها ترینم !!! گفت : بیشتر از من ؟؟؟
گفتم : خدایا کمک خواستم ، گفت : از غیر من !!؟؟
گفتم : خدایا دوستت دارم ، گفت : بیش از من !!؟؟
گفتم : خدایا این قدر نگو من !!! گفت من توام ، تو من


[ جمعه 28 مرداد 1390 ] [ 02:57 ق.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]

سلام

از اونجایی که گفتید از خودم بگم میگم

خب رکسانام 16 سالمه شیرازیم میرم دوم دبیرستان رشته تجربی اگه خدا بخواد دوست دارم پزشک بشم

اغلب میگن شوخم ولی بی احساسم

کتاب خوندنو دوست دارم اهنگای انگلیسی رو خیلی میدوستم و سعی میکنم حفظشون کنم

به کار ترجمه خیلی علاقه مندم

و دوست اینترنتی زیاد دارم

اگه سوال خواصی داشتید تو نظرات بزاریدش

ممنون


[ جمعه 28 مرداد 1390 ] [ 02:33 ق.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]
آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />آپلودسنتر آپ98" alt="" />
[ جمعه 21 مرداد 1390 ] [ 03:02 ق.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]
فرض کن این عکس تو توی آفریقاست…!
و تو با یه طناب به درخت وصل شدی و مثل لنگر کشتی تو هوا معلق هستی…!
یه شمع هم به آرومی داره طناب رو می سوزونه…!

و یه شیر هم اون زیر واستاده تا تو بیفتی و شیره ناهارشو بخوره…!

و تا زمانی که طناب سالم باشه تو هم زنده هستی ، کسی هم نیست که بهت کمک کنه…!
تنها راه اینه که شیر رو متقاعد کنی که شمع رو خاموش کنه..!

چجوری تو این کار رو انجام می دی…؟!

آپلودسنتر آپ98" alt="" />

*
*
*
*
*
*
یکم فکر کن، نابغه
*
*
*
*
*
*
نذار اون مخت آکبند بمونه……… فکر کن
*
*
*
*
*
*
*
*
حیفه نون
*
*
*
*
برو جوابو ببین ………. به تو هیییییییییچ امیدی نیست

آپلودسنتر آپ98http://" alt="" />


براش تولدت مبارك رو می خونی كه بره شمعو فوت كنه..


[ جمعه 21 مرداد 1390 ] [ 02:50 ق.ظ ] [ roxana ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
لینک دوستان

طرفداران وارکرفتe

www.FantasyFans.org

رهگذرانe

وب سایت افسانه هاe

fantasylife

Nightside